صفحه اصلی | مقالات | افتخاره که زنم

افتخاره که زنم

اندازه حروف Decrease font Enlarge font
افتخاره که زنم

در بزرگداشت روز جهانی زن  - 2017

 

افتخاره که زنم

 

من زنم، یه زن کارگرم،

توی معدن، کارگاه،

تو تمام پیشه ها،

حاضرم، تولیدگرم.

 

من و همسرم هنوز،

می کَنیم جون شب و روز،

زین خونه به اون خونه،

یا که توی کارخونه.

 

بهر یه تیکه ی نون،

کراخونه، دوا درمون،

درس و مشق بچه ها،

یا که پرداخت دیون.

 

 درد من دائمیه

ریشه هاش قدیمیه

غم و تبعیض و ستم

شرّ و نامردمیه

 

 

تو همون بچگیا

سرم کردن یه لَچَک

طبق عادت، بی کتک

تا که باشم با حیا

 

فکر نکردم این بلا،

سند بردگیه،

سنتی لعنتیه،

حکم آیه ست و ملا.

 

اومده تو قصه ها،

درد و رنج آدما،

از منه، زیرا که من،

خورده ام سیب خدا.

 

کو خدا، آی آدما؟

کو بهشت و حوریا؟

هرچه هست جهنمه

واسه ی مردم ما

 

من و خال و همسرم،

دخترم، هم پسرم،

همه ی هم پیشه ها،

خرد شدیم زیر جفا.

 

پس شدیم اهل نبرد،

همه مان، از زن و مرد،

توی شهر و روستا،

با سلاح و با خرد.

 

جنگ کردیم تا که ما

خویشا و همسایه ها

خونه ای داشته باشیم

تو باغ شکوفه ها

 

من زنم، یه زن کارگرم،

تو تمام عرصه ها،

در صف رزمنده ها،

حاضرم، جنگاورم.

 

اینه فریاد می زنم،

تو خیابون، کوچه ها:

افتخاره که زنم

افتخاره که زنم

 

 

 

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0