صفحه اصلی | دیدگاهها | شکل دادن به قطب چپ در کردستان از کدام موضع؟

شکل دادن به قطب چپ در کردستان از کدام موضع؟

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

چندی پیش رفیق جمال بزرگپور در نوشته ای با عنوان "شکل دادن به قطب چپ در کردستان" نظرات و پیشنهادات خود را در مورد ضرورت رفتن به سمت ایجاد جبهه یا قطبی چپ درکردستان ارائه داد و  ضمن توضیح زمینه ها و تاریخچه ی نضج این پیشنهاد تاکید میکند که اکنون ضرورت طرح این مساله بیشتر از گذشته بوده و اینچنین فعالین و جریانات طیف  چپ جامعه ی کردستان را به دیالوگ سیاسی فرا می خواند:

 "از نظر من این نوشتە اگر چە در زمان طرح خود بە دلایلی کە شرح آن اینجا لازم نیست از جانب کمیتەهای رهبری وقت حزب و کومەلە مورد توجە قرار نگرفت ، اما امروز با توجە بە ضرورت سیاسی چنین رویکردی، دیگر نه یک سند درون تشیکلاتی بلکه سندیست کە همە فعالین و جریاناتی کە خود را در طیف چپ جامعە کردستان تعریف میکنند مورد خطاب قرار میدهد و بە این اعتبار انتظار برخوردی فعال بە خود را میطلبد. امیدوارم انتشار این بحث کمکی باشد بە شکل گیری یک دیالوگ سیاسی و از این منظر باز هم شاید تلاشی باشد در راستای شناخت بیشتر موانع پیش رو  و برداشتن گام های مؤثر  برای بر طرف کردن این موانع."

در بخشی دیگر از مقدمه اینگونه بر ضرورت تمرکز بر قطب چپ کردستان تاکید میکند: "تذکر این نکتە را لازم میدانم کە در این نوشتە عمدتا بە کردستان و تلاش برای شکل دادن بە قطب چپ در کردستان توجە شدە است".

رفیق جمال ضمن اینکه از کنار دلایل عدم توجه و مخالفت کمیته ی رهبری وقت حزب و کومله با این رویکرد می گذرد بلکه تا انتهای نوشته نیز به نمونه ای عینی از طیف چپ در کردستان اشاره نمی کند و تنها به مخاطب قراردادن همه ی فعالین و جریانات چپ کردستان بسنده می نماید. روشن است که بخش های مختلف کردستان هرکدام دارای خصلت ها و تاریخ مختص به خود هستند و نمی توان سبک مبارزه و کار کمونیستی در هیچ بخشی را در بخش دیگر تجویز و عملی کرد.  کردستان ایران مختصات خاص خود را دارد و نه تنها  هیچ مانع جدی در پیوند جنبش انقلابی  کردستان با سراسر ایران وجود ندارد، بلکه حاکمیت جمهوری اسلامی و تحمیل فقر و نابرابری بر کل مردم ایران باعث ایجاد واقعی ترین و عینی ترین بستر برای اتحادی سراسری حول خواست هایی واقعی در سطح سراسری شده است. رفیق جمال در ادامه به اتحاد بین جریانات رنگارنگ  راست و لیبرال پرداخته و پراکندگی نیروهای چپ را در این شرایط حساس متذکر شده و می گوید:

"گرایشات و دیگر جریانات سیاسی در کردستان همه در فکر آماده کردن خود، تقویت خود و نیرو گرفتن برای نقش ایفا کردن در تحولات فردای این منطقه هستند".  "به جریانات اسلامی نگاه کنید به جریانات ناسیونالیست و بورژوا لیبرال نگاه کنید همه به شکلی در تدارک آماده کردن و شکل دادن به آلترنیتیوی برای فردای پس از جمهوری اسلامی هستند، در این میان باید پرسید که نیروهای چپ در کردستان چه می کنند؟"

این رفیق با تقلیل دادن وظیفه ی حزب و فعال کمونیست به واکنش نشان دادن در برابر ناسیونالیست ها و بورژوا لیبرال ها خود را اسیر یک پارادوکس لاعلاج می نماید . احزاب ناسیونالیست کورد بر اساس خصلت جوهری خود طبیعتا نمی توانند گستره ی فعالیت خود را خارج از کردستان تعریف کنند و همین خصلت ماهوی احزاب و جریانات ناسیونالیستی یکی از موانع عمده ی شکست های پی در پی آن ها و عدم توفیقشان در یافتن متحدین جدی سراسری بوده است.

جنبش انقلابی کردستان و تبلور انسجام آن یعنی کومله از ابتدای تاسیش هیچ وقت خود را محدود به مرزهای کردستان ندانسته و از همان آغاز تلاش و مبارزه ای خستگی ناپذیر و عینی در راستای سراسری شدن داشته که سرانجام و شاید  هم بتوان گفت که متاسفانه با تاخیر ،این تلاش ها با تشکیل حزب کمونیست ایران به ثمر نشست و به این ترتیب پویایی جنبش انقلابی کردستان سنگ بنای چتری سراسری و قابل اتکا شد که کمونیست های سراسر ایران را حول یک پلاتفرم کمونیستی گرد آورد.

کومله برخلاف جریانات بومی و ناسیونالیستی رفع ستم ملی در کردستان را منوط به اتحاد با جنبش سراسری کارگران ،زنان و مردم تحت ستم ایران دانسته و همیشه براین موضع اصولی پافشاری کرده که رفع ستم ملی برمردم محروم کردستان از مسیر تقویت جنبش کمونیستی و کارگری در سراسر ایران می گذرد. در سال های پس از فروپاشی شوروی و همچنین به انحراف بردن مبارزات مردم خاورمیانه از سوی امپریالیست ها، جنبش کمونیستی در سطح جهانی نیز دچار عقب گردها، بازتعریف ها و پوست اندازی های زیادی شد و حزب ما نیز از این تحولات گستره تاثیر پذیرفته و دچار انشعاباتی با محتوا و شکل های  مختلف گردید. دو شاخه سازمان زحمتکشان در تمام این سال ها تلاش کرده اند کمونیستی و سراسری بودن کومله را با انواع تحریف و شانتاژ مورد حمله قرار داده و حزب کمونیست ایران را توطئه ای علیه کومله بنامند و تصور نمی رود که منظور رفیق جمال از احزاب چپ درکردستان این جریانات باشد که دربرابر چپ و کمونیسم شمشیر را از رو بسته اندو فلسفه ی وجودیشان ایستادن در برابر چپ و کمونیسم است.

رفیق جمال بزرگپور در ادامه نوشته و در تداوم پافشاری بر مواضعش به مسائلی چون مساله ی کورد بشکل عام و قرار گرفتن کل منطقه در مسیر تحولات مهم سیاسی، موقعیت استراتژیک کردستان، ناتوانی احزاب ناسیونالیست در حل مساله ی کورد و همگرایی احزاب ناسیونالیست و وحدت طلبی طبیعی مردم کردستان و ضرورت گشودن افقی دیگر از وحدت پرداخته و برهمین اساس  ضرورت همکاری احزاب و فعالین منفرد چپ در کردستان را توضیح می دهد. ایشان برای چندمین بار عامدانه از ذکر نام جریانات و احزاب چپ و کمونیست کردستان گذشته و مخاطب را همچنان در انتظار و ابهام رها می کند. تردیدی نیست که جنبش کمونیستی در جهان، منطقه و ایران و کردستان باید دربرابر کل بلوک بندی های ارتجاعی و راست ایستاده و با استفاده از تمام ظرفیت های خود سعی نماید که راهکار و استراتژی سوسیالیستی را هرچه بیشتر به  میان طبقه ی کارگر، زنان و سایر فرودستان جامعه ببرد که البته چنین امری با موانع جدی روبروست. در مورد کردستان نیز کومله موظف است مانند گذشته در مورد وحدت طلبی بقول رفیق جمال طبیعی مردم کردستان بطور شفاف توضیح داده و پیامدهای زیانبار اتحاد طبقه ی کارگر و مردم تحت ستم کردستان را با جریانات ارتجاعی و بورژوا ناسیونالیست کورد صبورانه و خستگی ناپذیر توضیح دهد. اشاره به انقلاب پنجاه و هفت ، تشکیل جمعیت ها ،پیوستن کارگران و زحمت کشان و فعالین چپ به این جمعیت ها و نهایتا امکان پذیر شدن علنی و اجتماعی شدن کومله هم رفیق جمال را به موضع " قیاس مع الفارق"   رانده و بدور از در نظر گرفتن پیچیدگی ها و تغییرات سریع و بنیادی در طی چهار دهه ی گذشته  به این نتیجه می رساند که تجربه ی مذکور قابل تکرار است و بدون قراردادن ذره بین روی گرایشات فعالین باید از پراکندگی کنونی عبور کرد. ایران و کردستان از انقلاب پنجاه و هفت تاکنون از هرلحاظ دچار تغییرات اساسی شده و نمیتوان با فاکت اوردن از گذشته سبک مبارزه را در این دوره تعیین کرد .

همانطور که در ابتدای این نوشته ی کوتاه اشاره شد حاکمیت سرمایه داری اسلامی و سرکوب وسیع و تحمیل فقر و نابرابری برتمام مردم ایران بستری واقعی برای اتحاد و مبارزه ی طبقاتی در سراسر ایران ایجاد کرده که احزاب و فعالین چپ و کمونیست باید با خوانش درست و بدور ازهرگونه  سکتاریسم و خود بزرگ بینی در راستای تقویت یک جنبش سراسری چپ و سوسیالیستی بکوشند. رفیق جمال بزرگپور ضمن اینکه موانع رسیدن به قطبی چپ در کردستان را انکار نمیکند، به تحقق چنین امری خوشبین است اما تاپایان نوشته از اشاره به نمونه های عینی احزاب و جریانات چپ و کمونیست در کردستان  طفره میرود .در پایان باید گفت که اتحاد سراسری نیروهای چپ و کمونیست نه تنها مانعی در راه انسجام و استحکام بیشتر جنبش چپ در کردستان نیست بلکه تقویت قطب چپ سراسری می تواند ضامن رفع هرگونه ستم بر کارگران و زحمت کشان و مردم ستمدیده ی کردستان باشد.

 تاکید براین نکته نیز ضروری است که با وجود اشاره ای گذرا به وجود قطب چپ سراسری و باور ضمنی به عدم پیشرفت این پروژه، عدم پاسخگویی به این سوال جدی را نیز به خیل ابهامات نوشته اش می افزاید که: تشکیل قطب چپ در کردستان از کدام موضع؟ تضعیف قطب چپ سراسری یا....؟

ایده ی رفیق جمال بزرگپور و جنبه های سلبی واحیانا ایجابی آن و همچنین زمینه های شکل گیری چنین مواضعی قطعا نیازمند بحث و چالش های بیشتر است و می طلبد که رفقای چپ و کمونیست در درون کومله و حزب کمونیست ایران از زاویه های مختلف چنین مواضعی را مورد بررسی و نقد قرار دهند.

فواد فروتن

۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0