صفحه اصلی | دیدگاهها | مختصری در مورد پدیده ی محفلیسم

مختصری در مورد پدیده ی محفلیسم

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

تجربه نشان داده، " پدیده ی محفلیسم " که مبتنی بر فرد گرایی، و همچنین یار گیری درمیان وابستگان، رفقا و دوستان، آشنایان، همشهریان و غیره می باشد، تا کنون بسیاری از سازمان ها و احزابِ چپ و راست را علی العموم با مشکلات عدیده ایی مواجه نموده، و حتی در مواردی موجب شکاف و چند دستگی در هر کدام از آن جریانات شده است.

پیش از ادامه ی بحث حول پدیده ی محفلیسم بد نیست به این نکته اشاره کنم که، محفلیسم یک شیوه و سبک کار بورژوایی و خرده بورژوایی است و با فعالیت داخل « محافل کارگری » موجود در محل زیست و کار توده های کارگر تفاوت دارد. واضح است، کار کردن در محافل و جمع های کارگری به شیوه ی کمونیستی خیلی ضروریست. با این یادآوری مختصراً به نکاتی ساده در خصوص آثار و تبعات بی نهایت مضر پدیده ی محفلیسم در احزاب چپِ کمونیست و رادیکال می پردازم.

اولین و برجسته ترین پیامد ظهور محفلیسم در احزاب چپِ کمونیست و رادیکال، تضعیف و تخریب «سبک کار کمونیستی» است که امر استراتژیک و هویتی برای آن جریانات محسوب می گردد. بعبارت دیگر با پدیدار شدن محفلیسم، سبک کار کمونیستی در احزابِ چپِ کمونیست و رادیکال اندک اندک رنگ می بازد. همزمان با محو و زایل شدن سبک کار کمونیستی، آنگاه " سبک کار محفلی " ضوابط تدوین شده و دیسیپلین حزبی را بطور کامل به هم می ریزد.

اگر این گفته ی نغز و بدیع « کارل مارکس » را در بخشی از گزارش مربوط به فعالیت چهار ساله ی شورای کل جمعیت بین المللی کارگران بپذیریم که گفت : « حتی در مساعد ترین شرایطِ سیاسی نیز هر کامیابی جدی طبقه ی کارگر در گرو پختگی سازمان خواهد بود، زیرا سازمان است که این طبقه را تعلیم می دهد، و نیرویش را متمرکز می سازد... » ، بنابر این محفلیسم باعث می شود تا احزاب کمونیستِ مبتلا به این پدیده، نتوانند به وظایف مبارزاتی مهمی که بر عهده دارند، بپردازند. قدر به یقین، همانگونه " سکتاریسم " جنبش کارگری - کمونیستی را به ترک خوردگی و انشقاق می کشاند، محفلیسم نیز حزب را به سبب درگیر کردن کادرها و اعضاء با خود، از تأثیر گذاری روی مبارزه ی طبقاتی تماماً بازمی دارد.

در ریشه یابی پدیده ی محفلیسم معلوم شده که یکی از عوامل اصلی و واقعی شکلگیری این معضل، حرکت از منافع شخصی به جای منافع طبقه ی کارگر، و جنبش کارگری - کمونیستی است. تردیدی وجود ندارد، اهمیت دادن به منفعت شخصی که نشانه ی اسارت ذهن در چنگال آگاهی کذب و وارونه است، انسانِ بیگانه از خود را وادار می سازد تا برای حفظ موقعیت تشکیلاتی اش یا ترقی و دستیابی به منصبی ویژه، به آسانی و بدون وقع نهادن به افکار هم حزبی هایش، همه ی پرنسیپ های شناخته شده را زیر پا له و لورده کند.

این تیپ آدمها که در اصل حاملین خُلق و خوی بورژوایی و خرده بورژوایی هستند و هنوز با خصائل و منش های متناقض با اخلاقیات کمونیستی تعیین تکلیف نکرده اند، به شیوه ایی غیر سیاسی یعنی با رفتارهای عوام پسندانه و پوپولیستی جمع کثیری از بدنه ی حزب را جذب، و با خود همراه و همداستان می کنند. آنها سپس می کوشند تا از این طریق ( آراء اعضاء جذب شده ) بر ارگانهای رهبری و فونکسیون های با اهمیت تشکیلاتی تسلط یابند تا مسیر رسیدن به اهداف معین اشان هموار شود.  

از دیگر نتایج محفلیسم، به حاشیه راندن و ترد افراد خارج از " محفل تسلط " یافته بر ارگانهای حزبی میباشد. به دیگر کلام، عدم توجه به اشخاصی که درون محفل نیستند یا مخالف روابط ناسالم محفلی اند، نادیده گرفتن ایشان و در عوض سپردن کارها و امورات روزانه و روتین حزبی به هم محفلی ها، راه دادن به فرهنگ طبقه ی حاکم ( بورژوازی ) و چشم پوشی از کردارهای زشت و کریه همچون تهمت زدن، غیبت، و زیر پا خالی کردن همرزمان، برخوردهای سلیقه ایی، و نظایر این ها در زمره ی عواقب بس زیانبار محفلیسم در یک حزب به شمار می آیند. طبعاً جلوه گر شدن این وضعیت نامطلوب مساوی است با عدم رشد و پویایی استعدادهای نهفته در فعالین جوان حزبی، تجلی دلسردی، نومیدی و استیصال در میان بخش هایی از بدنه ی حزب، هرز رفتن نیرو و پتانسیل تعداد زیادی از اعضاء بخاطر ناگزیری از مبارزه با تبعیض و حق کشی، ووو.

واکنش های هیستریک به هر نقد و انتقادی از جانب محفلی که دارای اتوریته و قدرت تشکیلاتی است، و بدین سان پراکندن و گسترش ترس و دلهره در میان کادرها و اعضایی که موضع گیری های مغایر با مواضع رسمی حزب را به چالش می کشند، جزو آسیب های جبران ناپذیر محفلیسم می باشد. وقتی نقدی به میان می آید، همه ی هم و غم شخص مورد انتقاد قرار گرفته در آن محفل مذکور که کاملاً به سنت های انقلابی در حزبش پشت کرده، انتقام و تلافی کردن به هر قیمتی است.

متأسفانه، بارها و بکرات مشاهده شده که، کسانی از فرط " خود شیفتگی و خود محوربینی " ، با شنیدن کوچک ترین انتقادات سیاسی و تشکیلاتی، به شدت منقلب و برافروخته می شوند و فی الفور عکس العمل هایی بدور از ارزش های پیشرو و کمونیستی و در شأن یک انسان در برابر مخالفین نظرات و دیدگاه هایشان نشان می دهند. جمع همفکر و هم رأی با آنها هم، در ازای تأمل در سخنان منتقد، و برخورد درست و سنجیده، به مدد و یاری هم محفلی های خشمگین از انتقادات مطرح شده می آیند. آنها با این نوع برخوردها، منتقد " زبان سوخته " را به سختی زیر ضرب می گیرند که این تازه شروع کار است. بدنبال آن، نیروی جمع آوری شده توسط آن " محفل قدرتمند " وارد عمل می شود و طبق فرامین صادره، با اقسام توهین ها و برچسب ها به جان منتقد میافتند.

در برخی از تشکیلات های آلوده به محفلیسم، آموزش سیاسی و دانش مبارزه ی طبقاتی، و یا سوسیالیسم و کمونیسم علمی علی رغم تعیین « کمیسیون های آموزش و تدوین نقشه عمل » کمتر محلی از اعراب دارند و امر تربیت و بار آوردن را چندان جدی نمی گیرند زیرا محفل صاحب نفوذ به هیچ وجه دانستن و زیاد فهمیدن بدنه ی حزب را برنمی تابد. وابستگان به محفل میل ندارند نقطه نظرات آن شخصیتی که وجهه ی عمومی آرمانی و قهرمانانه ‌ایی برای ایشان دارد و وی را مصون از اشتباه می پندارند، توسط اعضای آگاه و توانا نقد شود. وانگهی هدایت کننده ی آن محفل مسلط ( رهبر ) نیز همیشه می کوشد تا استقلال فکری تک تک اعضای حزب گرفته شود چراکه دارا بودن استقلال فکری و اساساً اندیشیدن را به زیان قدرت و موقعیت اش می داند.

مضاف بر این، محفل دارای قدرت در حزب شرایطی را فراهم می سازد تا مبارزه ی درون حزبی بسیار نازل گردد، و کمترین تقابلی با انحرافاتِ نظری و تئوریک با این حربه که چون در برنامه، استراتژی و غیره وحدت داریم لذا این انتقادات تفرقه ایجاد می کنند، صورت نپذیرد. ولیکن واقعیت این است نه تنها برنامه، استراتژی و اساسنامه نمی توانند از کجروی ها جلوگیری نمایند، بلکه تاریخاً مانع تراشی در برابر مبارزه ی نظری درون حزبی هم به گرایش ناسیونالیستی، به ایده ی سوسیال دموکراسی، به تجدید نظر طلبی در مارکسیسم ( رویزیونیسم ) ، و... میدان داده است. کوتاه سخن اینکه، در احزاب گرفتار شده به محفلیسم، سانترالیسم دموکراتیک که سنگ زیر بنای هر حزب کمونیست است به خاطر بی رمق شدن سبک کار کمونیستی، به سمت دیکتاتوری ره می پیماید.

مسلماً تنها راه برون رفت و از میان بردن پدیده ی محفلیسم در احزاب چپِ کمونیست و رادیکال، تقابل سیاسی و متمدنانه ی کادرها و اعضای هر کدام از این احزاب با بانیان درست شدن چُنین محافل مضری است.

03/05/2018

فرشید شکری

 

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0