صفحه اصلی | دیدگاهها | هشت مارس و بیانیه ی مرکز همکاری احزاب کردستان ایران

هشت مارس و بیانیه ی مرکز همکاری احزاب کردستان ایران

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

همانطور که شاهد هستید به مناسب ۸ مارس روز جهانی زن، پیامی از طرف مرکز همکاری احزاب کردستان ایران رو به بیرون انتشار یافته، که کاملن سطحی و عوامفریبانه به دفاع از زنان برخاسته است. هر چند که شخصن بر این باورم که این احزاب یکی از عوامل باز تولید ستم بر زنان در تمام روابط و مناسباتشان هستند و ماهیتن از همچین پتانسیلی برای پایان دادن به آپارتاید جنسی برخوردار نیستند. افشای ماهیت ریاکارانه و مذهبی همچین احزابی که کلیشه ای به امر نابرابری های جنسیتی میپردازند را  باید افشا نمود و آن را روبه جامعه نشان داد. این نوع بیانیه ها با عوامفریبی کامل زنگ خطری است که اگر در برابر آنها ایستاده گی نکنیم و ماهیت شان را به درستی مورد کنکاش قرار ندهیم، در برابر هر انسان آزادیخواه و برابری طلب، به صدا در خواهد آمد. این احزاب به وضوح در این بیانیه نشان داده اند  به جای ریشه یابی و علت ستم بر زنان فقط به معلول های آن اشاره نموده و زیرکانه از کنار ریشه ها و علت های که منجر به این مسائلی که در بیانیه آمده را نادیده می گیرند و در باز تولید احکام و ریشه های ستم بر زنان نقش موثری بازی میکنند. افق این نوع از احزاب در دفاع از  نا برابری های جنسیتی باز تولید فرهنگ مردسالاری است و زیرکانه بدون اشاره به نقش مذهب در قوانین حاکمیت جمهوری اسلامی به عنوان یکی از چالش های مهم در این امر، به راحتی از کنار آن رَد می شوند. در این بیانیه آمده است:

 «از پیامدهای این سیستم برای زنان می‌توان بە تبعیض در زمینە میراث، قانون تعدد زوجات، قوانین دیگر مربوط بە جایگاە زن در خانوادە و زندگی مشترک، قصاص، حد شرعی، تعزیر، خون‌بها، مشروعیت بخشیدن بە قتل ناموسی، تعرض جنسی در زندان‌ها، سنگسار کردن، حجاب اجباری و ممانعت از مشارکت فعال و آزاد زنان در عرصەهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی اشارە کرد».

 

باید اذعان داشت بعداز نزدیک به ۴۰ سال حاکمیت دولت جمهوری اسلامی و سیاست های زن ستیزی که بر آحاد جامعه به شیوه ی عریان خودنمایی میکند. تجربه های عینی در طی این سال ها نشان داده است نادیده گرفتن نقش مذهب به عنوان چالش اصلی در زمینه دفاع از نابرابری های جنسیتی یک دماگوژی سیاسی و نشان دادن تصویری کاملن عوامفریبانه از مذهب روبه جامعه است. زنان اولین قربانیان بعد از قیام ۵۷ در ایران هستند که با سرکوب حاکمیت تا دندان مسلح مذهبی، روبرو شدند. با تحمیل پوشش مذهبی اولین قدمها برای سرکوب همه آزادی های دمکراتیک و حق و حقوق سیاسی، مورد خشونت و تعرض قوانین مذهبی قرار گرفتند. حضور زنان در خیزش های اخیر و چند ماه گذشته نشان میدهد که با گذشته نزدیک به چهار دهه ی حاکمیت دولت جنایتکار جمهوری اسلامی، با بکار گیری تمام ابزارهای و امکانات سرکوبگرش در تمام عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هنوز  نتوانسته است زنان مبارز و رادیکال را به اطاعت و وفادار به اسلام و قوانین مذهبی، در راستای سیاست های زن ستیزانه مطیع و به عقب وادار کند. زیرا جنبش زنان پیشرو و رادیکال در واقع با مطرح کردن مطالبات خود رأس هرم سیاسی و ایدئولوژی حاکمیت جمهوری اسلامی از جمله ولایت فقیه و احکام ارتجاعی و مذهبی را به چالش کشیده اند.  زنان نه تنها چارچوب قوانین پوسیده مذهبی و ارتجاعی نپذیرفته اند بلکه آگاهانه برای رهایی از قید و بندهای مذهبی و مردسالارانه مبارزه ای رادیکال و سخت را در پیش گرفته آند که فرآیندش را در تمام اعتراضات بر علیه حاکمیت اسلامی ایران را هر روزه به چشم می بینیم.  در واقع دین و مذهب پِستانَکی فریبی است که نه تنها ریشه در عمق نابرابری های جنسیتی دارد بلکه ریشه ی تمام آن فرایندهای است که در جامعه در زمینه های مشروعیت بخشیدن به قتل های ناموسی، تعرض جنسی به زنان، سنگسار زنان، حجاب اجباری،... تبلور پیدا کرده است و این احزاب بورژوا ناسیونالیست در کردستان عامدانه آن را نادیده میگیرند. باید از این احزاب پرسید علت واقعی آپارتاید جنسی ناشی از کدام ایدئولوژی و جهان بینی است که شما از ابراز آن هراس دارید؟! تاریخ نشان داده است مذهب با تمام آزادی های دمکراتیک، تفکر مدرن و مترقی در جامعه و خاتمه دادن به آپارتاید جنسیتی کاملن در ستیز و تضاد است. نقد مارکس به دین یکی از اساسی ترین و مهمترین تلاش این متفکر و فیلسوف آلمانی است. دین و مذهب توهمی بیش نیست زیرا استدلال و توجیهاتی را شکل میدهد و پایه ریزی می کند که جامعه انسانی را در شرایط ایستا نگه می دارد. به همان شیوه که سرمایه داری با تسلط بر کارگران آنها را از ارزش و توانایی خود بیگانه می کند. به زبانی دیگر هر دو، پشت و روی یک سکه اند. به این معنا که دین و مذهب بر بالاترین امیدها و آرزوهای انسانی تسلط پیدا کرده و جامعه انسانی و طبقه ی کارگر را از خود بیگانه می سازد و وجود انسانی و کرامت آن را بصورت یک موجود ناشناخته و غریب متجلی می سازد. مارکس به درستی مذهب را یک توهم دانسته است زیرا پرستش پدیده ایی است که بزرگترین و مهمترین چالش و مانع شناخت اساس واقعیت پیرامون است. در نظر مارکس٬ مذهب هم شبیه دیگر نهادهای اجتماعی وابسته به شرایط عینی و واقعیات اقتصادی در یک جامعه مشخص است. به زبان ساده تر مذهب تاریخ جداگانه ای ندارد٬ بلکه مخلوق نیروهای مولد است. چنانکه مارکس نوشت : «جهان مذهبی انعکاسی از جهان واقعی است. این آگاهی انسانها نیست که هستی آنان را تعیین میکند٬ بلکه به عکس این هستی آنان است که آگاهیشان را تعیین می نماید».

 

دین و مذهب انسانها را از راه تسلیم طلبی و ناآگاهی، و به کنترل در آوردن وضعیت موجود و شرایط انسانی در تایید شرایط حال حاضر که خود عامل زیربنایی آن است، طوری مهندسی شده عمل می کند تا مورد تایید همگان قرار گیرد و صدای پرسش گری و چون و چرایی اعتراض را در نطفه خفه کند. دین و مذهب در طول تاریخ از قرون وسطا گرفته تا حال حاضر همیشه با حکومت ها در کنار مستبدین و جنایتکاران قرار گرفته است و هم زمان تا جاییکه که امکان داشته است در پی کسب ثروت و قدرت از هیچ جنایتی فروگذاری نکرده است. واقعیات امروز جامعه جهانی بخصوص خاورمیانه مهمترین سند عینی در تایید نظرات بنیادی و پٌر اهمیت مارکس است. نقد دین یکی از ارکان اصلی مبارزات جنبش کمونیستی است. مماشات کردن در این حوزه از طرف مرکز همکاری احزاب کردستان ایران  از هر دو منظر نظری و عملی باعث بازتولید و تکثیر این ویروس ارگانیک در جامعه است. نقد اساسی دین باید در دستور مبارزات رادیکال قرار بگیرد.

گرامی باد ۸ مارس روز جهانی زن

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

 

ناصر زمانی ۰۸|۰۳|۲۰۱۸

  • ارسال به دوستان ارسال به دوستان
  • نسخه چاپی نسخه چاپی
  • نسخه ساده نسخه ساده

برچسب ها(Tag):

برچسبی برای این خبر وجود ندارد

ارزیابی این خبر

0